تبليغاتX
غروب بامداد

غروب بامداد

تقدیم به کسانی که بی هیچ جرمی آهسته تر از یاس به خواب رفته اند

 

 

با دستهای پلاسیده  در عمق سکوت وحشت شبانه بر تن عریان شب بیکسی در زیر بارش نرم باران پاییزی ...پیراهنی می دوزم از جنس فریاد ...تا شبم آلوده به ترنم ترانه ی ممنوعه شود ...

اینک در این سوی دیوار جدایی ... به حرمت غربت نگاهت سکوت میکنم به بلندای فریاد ...تا تنها تن خیس  پیاده روهای تن زخمی این شهر خاکستری بدانند که هنوز ممومن ام به آیین بی رای چشمهایت ....

با احترام : غروب بامداد /آبان ۸۸ 

+نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت12:11توسط AMIRHSOEIN | |