|
با دستهای پلاسیده در عمق سکوت وحشت شبانه بر تن عریان شب بیکسی در زیر بارش نرم باران پاییزی ...پیراهنی می دوزم از جنس فریاد ...تا شبم آلوده به ترنم ترانه ی ممنوعه شود ... اینک در این سوی دیوار جدایی ... به حرمت غربت نگاهت سکوت میکنم به بلندای فریاد ...تا تنها تن خیس پیاده روهای تن زخمی این شهر خاکستری بدانند که هنوز ممومن ام به آیین بی رای چشمهایت .... با احترام : غروب بامداد /آبان ۸۸
|
About
Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|